من پسری هستم که به حرف پدر و مادرم خیلی گوش می کنم .
من در حال حاضر کلاس چهارم دبستان هستم که از کلاس اول تا چهارم
همه نمره های کارنامه ام ۲۰ بود که همین دو سه روز پیش کارنامه ام را
گرفتم و نمراتم ۲۰ بود .
من وقتی که پنج سالم بود یک بار تنهایی به حمام رفتم . آب داغ را آنقدر باز
کردم و در لگن بزرگی ریختم و درب حمام را قفل کردم و کلید را برداشتم و
در لگن پر از آب انداختم وقتی می خواستم کلید را از لگن بردام دیدم آب
بسیار داغ هست بعد از پشت درب با گریه به مادم گفتم : مامان جون درب
را باز کن .
مادرم گفت : خودت از آن ور درب را باز کن .
گفتم : آخه نمی شه .
بعد مادرم درب را باز کرد ...

من یک نکته ای می خواهم بگویم .
کودکان با هر ملیت . نژاد . رنگ . زبان و مذهبی که دارند با هم برابرند .
من در این چهار سال که درس خواندم درس ریاضی خیلی دوست داشتم و
دارم .
+ نوشته شده توسط پدرام در دوشنبه یکم اسفند 1384 و ساعت
22:21 |